پیتر دراکر بیست و سه سال پیش با انتشار آخرین کتابش "جامعه پس از سرمایه داری" جامعه 1 یافته را جامعه سازمانی دانست ، به این معنا که اغلب کارها را بدون وجود یک سازمان نمی توان از پیش برد[1] . وی می گوید تا پیش از پایان جنگ جهانی دوم هیچ کس در هیچ کجا کلامی در باره سازمان ها بزبان نیاورده و فرهنگ آکسفورد نیز این واژه را در چاپ سال 1950 خود معنا نکرده بود .[2] قدمت کار گروهی و تقسیم کار به مقاطعی از تاریخ تمدن بشر باز می گردد و آن همه کارهای بزرگ و بناهای عظیم که برخی در زمره عجایب هفتگانه جای گرفته اند ، بدون ساماندهی و بکار گرفتن توده های عظیم 1 امکان پذیر نبوده است ، پس چرا جهان امروز از این بابت از آن پیشینه مستثنی شده است؟حقیقت آنست که سازمان به مفهومی که امروز شناخته می شود هرگز در گذشته درک نشده بود ، گرچه چارلز کولی جامعه شناس امریکایی در 1909 در کتاب " سازمان اجتماعی" از خانواده و گروه های بازی و اجتماع پیش کسوت ها به مثابه مرجع اخلاقیات فرد سخن گفته بود اما لودویگ فون برتالانفی پس از جنگ دوم جهانی و ابداع نظریه سیستم عام ، "باز بودن" را یکی از ویژگی های "سیستم" به شمار آورد و سازمان را در رده بندی سیستم ها متعالی ترین سیستم در طبیعت دانست و از آن زمان سازمان به عنوان یک سیستم باز مفهومی جدید محسوب می گردد . بر اساس همین نظریه می توان فرآیند توسعه را دستاورد سازمان ها دانست . به عبارت دیگر سازمان ها ایجادکننده و نگهدارنده توسعه در جوامع هستند . این گزاره آشکارا نقش دولت ها و مردم را در تحقق توسعه نشان می دهد .
آیا حرکت جامعه در مسیر توسعه بازگشت پذیر است؟ به دشواری می توان به این سؤال پاسخ داد . بنا بر نظریه ژاک الول چون تکنولوژی خود-افزاست[3] و در جوامع مدرن توسعه یافتگی رابطه ای مستقیم با تکنولوژی دارد و هر پیشرفتی بدنبال خود پیشرفت دیگری خواهد داشت ، بازگشت پذیری تا حدودی مهمل می نماید . اما بروز بحران های اجتماعی و سیاسی و زیست محیطی و ناتوانی در حل آنها و دغدغه فیلسوفان اخلاق از تردید در اینکه جهان امروز برای زندگی جایی بهتر از دیروز باشد ، شاید کمک کننده به درک بازگشت پذیری باشد . قرآن کریم بیانگر سنت های 1 و بلا شک کتاب هدایت است و بدون ادعای علمی بودن آن – که زمانی محل مناقشه بود و شاید هنوز باشد – می توان شواهدی دال بر بازگشت پذیری در آن یافت .
خداوند انسان را مختار آفریده است و اوست که می تواند شاکر باشد یا کفور . در آیات 8-10 سوره شمس می فرماید : پس فجور و تقوی را به وی الهام کرد ، بی شک هرکه خود را تزکیه کرد رستگار شد و بی گمان آنکه خود را بیالود ، محروم گشت[4] . و در آیات 4-10 سوره لیل می فرماید : همانا سعی شما بسی متفاوت است پس اما آنکه انفاق کرد و پارسایی نمود و ( وعده ) نیکو را باور داشت پس زودا که راه آسانی پیش پای او گذاریم و اما آنکه بخل ورزید و ( از دین ) بی نیازی نمود و آن ( وعده ) نیکو را انکار کرد پس زودا که طریقه سختی پیش وی آریم .[5] سنت های الهی دوسویه هستند و مانند جبر یا دترمینیزم تاریخی رو به یکسو ندارند . به عبارت دیگر کنش انسان در جامعه از دید قرآن همانند " نقش شخصیت در تاریخ " پلخانف نیست که اگر همراه با مسیر تکامل جبری نباشی حذف خواهی شد ، بلکه " راه " از پیش تعیین شده ای وجود ندارد و آنچه هست " راه رفتن " درست است . به تعبیر گویای مصطفی ملکیان دین همانند کشتی نیست که به آن سوار شوی و ایمن باشی ، بلکه " شنا کردن " است . تا شنا می کنی ، غرق نمی شوی . یکی از سنت های الهی در قرآن که چند دهه پیش الهام بخش مبارزین بود ، آیه 11 سوره رعد است : ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم : بی تردید خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه آنچه در خود دارند تغییر دهند .... و نیز آیه 53 سوره انفال : ذلک بان الله لم یک مغیراً نعمةً انعمها علی قومٍ حتی یغیروا ما بانفسهم و ان الله سمیعٌ علیم : این بدان سبب است که خداوند هیچ گاه نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی دهد مگر اینکه آنچه در خود دارند تغییر دهند و خداوند شنوای داناست. مفهوم این دو آیه نشأت گرفته از اصل مختار بودن انسانهاست . این تغییر نفسی دوسویه است ، اگر برخلاف تقدیر خداوند باشد ، حیات فرد و جامعه را به اضمحلال می کشاند و اگر هماهنگ با تقدیر الهی باشد ، آنرا ارتقاء می بخشد . البته روشن است که جبر تاریخ و تقدیر خداوند یکی نیستند . با این مقدمه می پردازیم به اصل مطلب .
توسعه را شاید بتوان به مفهوم رزق وافر همراه با امنیت و آرامش در قرآن نسبت داد[6] . بویژه آیه112 سوره نحل که می فرماید : وضرب الله مثلاً قریةً کانت امنةً مطمئنةً یأتیها رزقها رغداً من کل مکان فکفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف بما کانوا یصنعون : و خداوند شهری را مثل زده است که امن و آرام بود و رزقش بوفور از هرطرف به آن می رسید اما کفران نعمت خدا کردند و خدا هم به سزای آنچه انجام می دادند گرسنگی و هراس را به مردم آن چشانید .
آنچه که امنیت و آرامش و رزق وافر را از انسانها سلب می نماید ، کفران نعمت است که مستقیماً مربوط است به آنچه انجام می دهند . در آیات 58 و 59 از سوره قصص می فرماید : چه بسیار شهرهایی را که از شدت رفاه در زندگی خویش سرمستی کرده بودند هلاک کردیم ....... و پروردگار تو ویرانگر شهرها نبوده است مگر بعد از هدایت انبیاء و اینکه مردمش ستمکار بوده اند . در آیات 15-17 سوره سبأ می فرماید : مردم سبأ دو باغ در راست و چپ داشتند که گفتیم از روزی پروردگار بخورید و او را شکر کنید ........ ولی روی گردانیدند پس سیل ویرانگر فرستادیم و باغها را به شوره زار بدل کردیم ....... بخاطر کفران نعمت و آیا جز ناسپاس را مجازات می کنیم؟ بنابراین کفران نعمت ضد توسعه عمل می کند و مشمول همان سنت الهی پیش گفته است . اما کفران نعمت چیست . شکران و کفران نعمت صرفاً الفاظ جاری بر زبان نیستند بلکه به عملکرد انسانها مربوطند . خداوند متعال در سوره ماعون تفاوت میان عملکرد نمازگزاران و اهل ایمان را نشان می دهد . سوره ماعون در حقیقت منشور مسلمانی ماست . این سوره هفت آیه دارد که در سه آیه اول تکذیب کنندگان دین یعنی اهل کفر را معرفی می کند و در چهار آیه بعد برخی نمازگزاران را همتراز آنان قلمداد می کند . ارأیت الذی یکذب بالدین فذلک الذی یدع الیتیم ولایحض علی طعام المسکین فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون الذین هم یراؤون و یمنعون الماعون : آیا دیدی کسانی را که دین را تکذیب می کنند . پس آنان کسانی اند که یتیم را از خود می رانند و بر طعام مسکین تشویق نمی کنند . پس وای بر نمازگزاران . آنانکه در نماز خود مسامحه می کنند . آنان کسانی هستند که ریا می کنند و از رفع نیاز دیگران ممانعت می کنند .
در قرآن همه جا ایمان با عمل صالح و نماز با زکات همراه است ، چنانچه در آیات 22-25 از سوره معارج در شأن نمازگزاران واقعی می فرماید : الذین هم علی صلاتهم دائمون والذین فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم : آنها که بر نمازشان پایدارند و همانان که در اموالشان حقی معین است برای سائل و محروم . پس شأن نماز و باطن آن با کار خیر و عمل صالح حفظ می شود و نه فقط با اقامه در اول وقت و داشتن حضور قلب . کسی که عمل صالح و کار خیر ندارد مسامحه کننده در امر نماز و ضایع کننده باطن آنست . از ماعون در تفاسیر به عنوان اشیاء و اقلام ضروری برای یک زندگی معمولی یاد شده است . بنابراین نمازگزاران با ترک عمل صالح دقیقاً در زمره تکذیب کنندگان دین قرار می گیرند . می توان گفت کفران نعمت انجام ندادن عمل صالح است و شکران نعمت انجام دادن آن . حوزه عمل صالح گسترده تر از آنست که به چند عمل فردی از جمله برخی واجبات محدود گردد ، چرا که خداوند می فرماید : ای پیامبران! از پاکیزه ها بخورید و کارشایسته کنید[7] و اساساً جهت گیری کار شایسته مستقیماً به نفع دیگران است . از آنجاییکه خداوند هرچیزی را به اندازه خلق کرده است[8] ، رعایت این اندازه ها همراهی با تقدیر خداوند و داخل شدن در حوزه عمل صالح است . آنچه امروز تعادل اکو سیستم نامیده می شود همان اندازه و تقدیر خداوند است . اگر منابعی در اختیار مردمی قرار دارد ، حفظ تعادل در برداشت از آنها همراهی با تقدیر خداوند و شکر نعمت است . هرجا که بشر در نظام تعادل طبیعت دست برده ، عواقب جبران ناپذیری به همراه داشته است . اگر شمارعاملین به عمل صالح در جامعه ای فزونی یابد ، آن جامعه به امنیت و آرامش می رسد و در غیر آنصورت اجتماعی خواهد بود بقول استاد ملکیان با شکاف طبقاتی و عاطفی میان فقیر و غنی که سرانجامی جز نا امنی و فساد ندارد .
با گسترش و پیچیده شدن جوامع – از نظر تنوع عوامل و ارتباط میان آنها – کار انفرادی اثربخشی چندانی ندارد و اقدام به هرکاری بویژه در امر توسعه پایدار نیاز به تلاش گروهی و سازمانی دارد [9]. بدون 1 فعال و سازمان یافته مردم – و نه حرکت های توده وار منفعلانه – استقرار نظام توسعه پایدار با دشواری روبرو خواهد بود و تلاش برای استقرار توسعه از بالا جامعه را بدون ارتقاء فرهنگی صرفاً مدرنیزه می کند ، چیزی که برخی از آن به متناقض نمای بربریت مدرن یاد می کنند . چه در جامعه شناسی ساختارگرا باشید یا در اخلاق و روانشناسی پیرو اصالت فرد ، آنچه در واقع امر مشاهده می شود ، کنش فعالانه افراد است در قالب سازمان ها . گابریل تارد در تشریح نظریه جورج زیمل در باره گروه های دوتایی و سه تایی اشاره می کند که نظریه زیمل بر اساس فلسفه لایب نیتس در مورد موناد – monade - صورت بندی شده است[10] . لایب نیتس موناد را کوچکترین جزء غیر قابل تجزیه در هر مجموعه حقیقی می داند[11] و زیمل آنرا در توصیف کنش گر فعال در گروه بکار گرفته است . در قرآن مجید نیز به این موضوع در آیه 46 سوره سبأ اشاره شده است : قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی .... : بگو همانا یک موعظه برای شما دارم آنکه قیام کنید برای خدا دوتا دوتا و یکی یکی ..... فروکاستن امر تحول به کنشگر فعال و یا اشاره به سنت الهی تغییر در نفس ممکن است اولویت توسعه فرهنگی و سیاسی را تداعی کند ، اما توسعه فرآیندی است پیچیده – به همان معنا - و چند وجهی و گرفتار شدن در موضوع تقدم صورتی از آن بر صورت دیگر امریست بیهوده . تدبیر در حوزه سیاست شکل دهنده برنامه اقتصادی است و موفقیت در اقتصاد اثربخشی در حوزه سیاست را افزایش می دهد و در فعال شدن این چرخه تقدم یکی و تأخر دیگری ترجیح بلامرجح است . ساماندهی و حضور مؤثر مردم در قالب نهادها و سازمانها موجب هم افزایی تلاشها و جهت گیری مناسب در فرآیند رشد و توسعه و شرط لازم برای تحقق جامعه مدنی است . ایجاد بستری مناسب برای فعالیت نهادهای مدنی و گسترش فضای آزادی بیان مستدل و مسئولانه از سوی حکومت شرط کافی برای زنده ماندن جامعه مدنی است . آن بخش از سازماندهی که توسط حکومت صورت می پذیرد نیز بایستی برمبنای اصول صحیح و با انسجام کافی شکل گرفته باشد و بصورتی کارآمد و مؤثر عمل نماید که ضمن رعایت اصل تفکیک قوا ، هرم مدیریت کلان را نمایندگی کند نه آنکه به قول مرحوم دکتر عظیمی به مثابه چند استوانه در کنار هم باشند با حداقل همگرایی و حداکثر واگرایی . صدور بیانیه و سر دادن شعار از سوی متولی امر تقنین و اظهار نظر متولی امر قضاء که کارش اجرای عدالت و فصل خصومات است در باب سیاست خارجی برخلاف فلسفه تفکیک قواست.
آنچه در باره تقدیر الهی گفته شد منحصر به حفظ اندازه – قَدَر – در منابع طبیعی نیست و شامل منابع انسانی نیز می شود . سیر تحول در نظام های مدیریت با تغییر نگاه به انسان همراه بوده است . نظام های مدیریت از مرحله " پیشا علمی" به "علمی" و بعد از آن به " بروکراسی" و پس از آن به " حرفه ای – تخصصی" و نهایتاً به " مشارکت جو" تحول یافته است و متناسب با آن از انسان در حد برده سپس " مهره" ( در انقلاب صنعتی ) و بعد از آن" نیرو" ( در انقلاب بهره وری ) و پس از آن" سرمایه" ( در انقلاب مدیریت ) و نهایتاً " منبع" یاد شده است . بنابراین اگر به حفظ و تقویت منابع انسانی خود – در کل جامعه و نه فقط در سازمان ها - اهتمام ورزیده اینکار را از رفع فقر آغاز کنیم که پله اول در سلسله مراتب نیازهای انسان است ، سپس به فراهم آوردن زمینه مساعد برای رفع نیازهای اجتماعی و تکریم و شکوفایی استعدادهای او بپردازیم بی تردید پای در حوزه عمل صالح نهاده مصداق بارز " فخذ ما آتیتک و کن من الشاکرین" [12] خواهیم بود .
[1] - پیتر دراکر. جامعه پس از سرمایه داری . محمود طلوع . مؤسسه خدمات فرهنگی رسا ، 1374 چاپ اول ، ص94
[2] - همان ، ص 95
[3] - jacques ellul . the technological society.Translated by john wilkinson , 1964 ,p85.
[4] - فالهمها فجورها و تقویها قدافلح من زکیها و قد خاب من دسیها .
[5] - ان سعیکم لشتی فاما من اعطی واتقی و صدق بالحسنی فسنیسره للیسری و اما من بخل و استغنی و کذب بالحسنی فسنیسره للعسری .
[6] - در آیات 126 سوره بقره و 57 سوره قصص و 18 سوره سبأ و 112 سوره نحل .فضل تقدم در طرح این موضوع از آن رسول لاهیجانیان از بنیانگذاران جهادسازندگی است در آغاز دهه 60 در یکی از کنفرانس های توسعه روستایی.
[7] - سوره مؤمنون آیه 51 : یا ایها الرسل کلوا من الطیبات واعملوا صالحاً.
[8] - آیه 49 سوره قمر: همانا ما هرچیزی را به اندازه آفریدیم . آیه 8 سوره رعد: ....و هرچیزی نزد او به اندازه است .
[9] - امام موسی صدر چهل و هشت سال پیش در اجتماعی در شهر اصفهان که برای امور تبلیغی و خیریه برگزار شده بود از لزوم کار سازمانی و اثربخش بودن آن سخن گفته بود و اینکه دیگر جهان جدید با گذشته تفاوت بسیار کرده است . وا اسفا علی یوسف !
[10] - گابریل تارد،تغییرات اجتماعی و ایدئولوژی.حامد طاهری کیا.مجله جامعه شناسی ایران،دوره پانزدهم،شماره 4 زمستان 93 ص-54 -70
[11] - دایرة المعارف دکتر غلامحسین مصاحب ، مدخل لایبنیتز. ص 2481
[12] - قسمتی از آیه 144 سوره اعراف : پس بگیر آنچه به تو دادیم و از شاکرین باش .
برچسب:
نویسنده: مبین حکیمی