خرید بک لینک

رئیس جمهور روحانی در همایش مجریان انتخابات در بارهٔ حساسیت ها در انتخابات گفته است: "نگذاریم انتخابات قطبی بشود، انتخابات قطبی دردسر درست می کند، ما تجربه اش را داریم. دیدیم انتخابات قطبی شد چه مشکلاتی برای ما ایجاد کرد، توی انتخابات، بعد انتخابات گرفتاری درست کرد. نگذارید قطبی بشود، وقتی قطبی شد احساساتی می شود، وقتی قطبی شد شعاری می شود. در واقع انتخابات نباید رقابت جناح ها و احزاب باشد، به معنای واقعی کلمه باید رقابت بین برنامه ها باشد."

صدر و ذیل این سخنان مصداق گزارهٔ متناقض نماست. احزاب اگر در رقابت برسر کسب قدرت شرکت نکنند، اساساً برای چه ایجاد شده اند؟. حتی اگر برنامه های متفاوت بواقع نمایانگر احزاب متفاوت باشد بازهم دوقطبی درکارست و از آن گریزی نیست. آنچه بصراحت گفته نشده این است که مردم بعضاً تفاوت رسم ها را نمی دانند و صرفاً تعصب اسم ها را دارند اما تسری دادن آن به همه در عین حال به معنای فروکاستن 1ٔ اصلاح طلبی / اصول گرایی به شهرآورد قرمز و آبی است!. نیک می دانیم اقشاری از مردم متأثر از شرایط سخت معیشت و برای بهبود وضعیت خود به دام پوپولیسم افتاده و به تعبیر قرآن کریم به حمیه الجاهلیه می گروند اما این واقعیت نباید ما را از این حقیقت دور کند که در مشق دموکراسی رقابت سالم بر هر چیز دیگری ارجح است.

دوگانههایی از قبیل: فقر و غنا، استثمارشده و استثمارگر، استعمارشده و استعمارگر، در اغلب جوامع وجود دارد و در کشور ما دوگانهٔ اصلاح طلب و اصول گرا مشاهده می شود . لازم نیست معتقد به تحلیل طبقاتی باشید تا ریشهٔ این دوگانه ها را دریابید، عقل متعارف نیز درک می کند که هرکدام از این قطب ها وابسته به وجود قطب دیگراست، یعنی کارکرد یکی موجد دیگریست. شایان گفتن است که رابطهٔ میان این دوگانه ها یکسویه است، یعنی فقط ظهور یک طرف به بروز دیگری می انجامد و رابطهٔ عکس برقرار نیست. مثلاً استعمارگراست که دست به غارت منابع ملت ها می زند، یا استثمارکننده است که رابطهٔ مبتنی بر استثمار را شکل می دهد. با این توضیح روشن است که دوگانه را نمی توان با دستور یا درخواست بلا اثر کرد. در موضوع انتخابات تمهید رهبری مبنی بر توصیه – و نه الزام- به عدم شرکت محمود احمدی نژاد در انتخابات صرفاً کاستن از هیجانات کنترل نشده طرفین است و نه از بین بردن دوقطبی موجود. به گفته استاد ملکیان وقتی کسی درآمدش کفاف خرید خودروی داخلی می کند و دیگری قدرت خرید خودروی لوکس خارجی دارد، این تفاوت را شکاف طبقاتی می نامیم، ولی اگر کسی بگوید چرا من پراید سوار شوم و دیگری بنز، آنوقت این تفاوت شکاف عاطفی است و همین است که مایه و انگیزهٔ عمل می شود خواه قانونی و کنترل شده باشد خواه غیرقانونی و کنترل نشده. آرزوی رفع دوگانه در سر پختن بدون از بین رفتن زمینهٔ بروز آن امری است نشدنی. تا وقتی اقتدارگرایی وجود دارد و درصدد محدود کردن حضور و نقش مردم است، متقابلاً نهادهای مدنی وجود خواهند داشت تا تضمین کنندهً آن نقش و حضور باشند. آیا می شود در روز انتخابات دوگانه را انکار کنیم ولی قبل و بعد از آن موجود باشد؟ دموکراسی همیشگی و برای همه است.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت 20:7&nbsp توسط مسعود راستی |

برچسب: نویسنده: مبین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت: 14:06

صفحه بندی